سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
172
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
بردند . مآخذ مختلف پنج شرح و تفسير گوناگون از اين طغيان را ارائه مىدهند ، بنا به خبر عوانه ( 41 ) عدهاى اين خبر را در ميان لشكريان حسن ( ع ) پخش مىكردند كه قيس ، شكست خورده و به قتل رسيده است و لشكريان بايد بگريزند . پس از آن ، چادر حسن ( ع ) غارت شد و خودش نيز در معرض حمله قرار گرفت . اگر اين تفسير درست باشد ، پخش شايعه را نيز بايد كارى حساب شده و عمل طرح شده جاسوسى جاسوسان معاويه دانست كه در ميان سربازان و سرجوخههاى ارتش حسن ( ع ) نفوذ كرده بودند شرح دوم حادثه را يعقوبى ( 42 ) ارائه مىدهد وى چنين گزارش مىدهد كه بمجردى كه حسن ( ع ) به مدائن رسيد ، معاويه ، المغيره بن شعبه ، عبد اللّه ابن عامر و عبد الرحمن ابن ام الحكم را بعنوان ميانجى به سوى حسن ( ع ) فرستاد . اينان پس از آنكه محرمانه با حسن ( ع ) گفتگو كردند درحالىكه اردوى او را ترك مىگفتند . اين خبر را اشاعه مىكردند كه حسن ( ع ) به نفع معاويه موافقت به كنارهگيرى كرده است . با شنيدن اين خبر ، سربازان حسن ( ع ) بر او حمله بردند و چادر محل اقامت او را چپاول كردند . يعقوبى در دنباله سخن خود بيان مىدارد كه معاويه عمال خود را به اردوى حسن ( ع ) فرستاد تا خبرى را كه به موجب آن قيس با معاويه صلح كرده و به سوى او رفته است اشاعه دهند و در عين حال اين شايعه را در ارتش قيس منتشر سازند كه حسن ( ع ) با معاويه ، پيمان صلح امضاء كرده است . ( 43 ) در اين حال نيز ، دسيسههاى معاويه منشأ شورشهايى در ارتش حسن ( ع ) گرديد . سومين شرح ارائه شده مربوط به دينورى است . بنا به گزارش او ، حسن ( ع ) كوفه را به سوى مدائن ترك كرد و زمانى طول كشيد تا به سباط در حومه مدائن برسد ، وى مشاهده كرده بود كه لشكريانش موضع بىتفاوت ، انفعالى ، بىثباتى و بىهدفى در جنگ را از خود نشان مىدادند . ( 44 ) از اينرو حسن ( ع ) در سباط توقف كرد و در آنجا اردو زد و سخنرانى مهمى ايراد كرد و گفت : « اى مردم ، من هرگز احساس بدخواهى را بر هيچ مسلمانى نمىپذيرم . من به همان اندازه كه ناظر بر خويشم بر ( منافع ) شما نيز نظارت دارم . اكنون طرحى در نظر دارم ، دربارهء آن به من اعتراض نكنيد . مصالحه ، بعضى از شما آن را دوست نداريد . اما آن ( در تحت شرايطى ) از ايجاد شكاف ( در ميان مسلمانان ) براى شما كه آن را